خرید بک لینک

درباره سایت

44.

آخرین مطالب

امکانات وب

بابا همیشه میگه زن باید سیاست داشته باشه، بدون سیاست نمیشه زندگی کرد! و من همیشه در جواب گفتم، این دیگه زندگی نیست، از این مدل زندگی کردن متنفرم... الان به این نتیجه رسیدم که دقیقا همین چیزیه که باید بدونی... تو برخوردای کاریت، تو زندگی مشترک، روابط

برچسب: نویسنده: نوید ایمانی تاريخ: شنبه 14 فروردين 1400 ساعت: 6:51

باید آروم باشم... باید آروم تر بودن رو یاد بگیرم... همکارم که این همه احساس خفن بودن داره، استفاده از ماسک رو با وجود همه تذکرای شرکت و گروه، جدی نمیگیره، موقع ناهار، غذاشو بر میداره میاره اینجا، پشت میز من چون جا بازتره! من بهش نگفتم بیا... حتی گفت

برچسب: نویسنده: نوید ایمانی تاريخ: شنبه 14 فروردين 1400 ساعت: 6:51

یه وقتایی هم میاد سراغم و بی دلیل تو خودشه، سعی میکنم بی توجه باشم تا خوب شه... دیروز از اون روزا بود! خب تا حدودی هم جواب داد! صبح دوباره حالش بد شد، گفتم دکتر برو، براش کتاب بخون، سرچ کن ببین چرا اینطور میشی! گفت باشه! کارای شرکت هم که هیچی... میگه

برچسب: نویسنده: نوید ایمانی تاريخ: شنبه 14 فروردين 1400 ساعت: 6:51

پروژه جدید هم استارت خورد! امروز باهم اومدیم سرکار، بهم میگه؛ بعد از ظهر یه دونه از این بیبی آن بوردها بزنم پشت ماشین؟! =))))))

برچسب: نویسنده: نوید ایمانی تاريخ: شنبه 14 فروردين 1400 ساعت: 6:51

حداقل ۶ ماه هست که یدونه ریموت پارکینک داریم! اون از پشت پنجره میزنه، من میرم...! امتحان دارم امروز، آنلاین! چون من زودتر اومدم سر کار، اون در پارکینگ رو از بالا زد، ۸:۳۰ زنگ زده که برات ریموت رو میارم جلو شرکت، میگم کجایی؟ میگه دارم میام، دوباره میپ

برچسب: نویسنده: نوید ایمانی تاريخ: شنبه 14 فروردين 1400 ساعت: 6:51

من که بزرگ شدم، خواهر کوچک هم بزرگتر شد...! قبلا فکر نمی کردم، روزی صمیمیت خاصی بینمان شکل بگیرد، خب ۷ سالی کوچکتر بود... اما بزرگ که شدیم، ۷ سال کوچکتر شد... نیمه های شب، پیامی فرستاده بود، که "یه عده هم هستن که ازت متنفرن! و این تنفر به این خاطر نی

برچسب: نویسنده: نوید ایمانی تاريخ: شنبه 14 فروردين 1400 ساعت: 6:51

یه روزایی بود، وقت کم میاوردم تو شرکت... زیاد کار می کردم، برا همه چی کلی وقت میزاشتم... و در نهایت ساعت ۶-۷ می زدم بیرون از شرکت! شاید چون پناهی نمی دیدم...؛ اما الان اوضاع عوض شده، راجع به کار دلزده شدم، کم نه... زیااااد... هرکاری رو سعی میکنم فقط

برچسب: نویسنده: نوید ایمانی تاريخ: شنبه 14 فروردين 1400 ساعت: 6:51

یک سری آدم هم داریم...، آدم که چه عرض کنم، ....

که قانون زندگیشون تفرقه بیانداز و حکومت کنه! حواستون به این باشه! خوب باهات میگن، میخندن، شوخی، محبت... اما ... اینا فقط ظاهر قضیه ست...

خدایا آدمای خوب سر راهمون بزار لطفا!

برچسب: نویسنده: نوید ایمانی تاريخ: شنبه 14 فروردين 1400 ساعت: 6:51

اگه ۶ ماه پیش کسی بهم میگفت، ۶ ماه دیگه روزها و ساعت ها رو میشمری که تاریخ پریودت رد بشه و ذوق کنی، قطعا میزدم تو دهنش!

اما الان دقیقا همونجا ایستادم! از جمعه لکه بینی دارم که یه لحظه میزارمش رو حساب لانه گزینی، و لحظه بعد با غصه میگم پریود شدم رفت....

اما باز ته تهش میگم هرچی خودش بخواد، هیچی رو زوری نمی خوام!

+ اما ته ته اش... هیچ وقت اینقدر از پریود شدن غصه نخوردم!

برچسب: نویسنده: نوید ایمانی تاريخ: شنبه 14 فروردين 1400 ساعت: 6:51

یه وقتایی هرچی میخوای یه اتفاقی بیفته، هی دیر میشه، هی یه چیزی سدش میشه... سعی میکنم از این بعد خیلی بهش فکر نکنم! صبح پاشدم، شیرانبه با جو پرک دوسر درست کردم! از عجایب رفتاری اینجانب! ولی از خودم راضی بودم بابت این حرکت! اصولا صبحا که پا میشم، تا یک

برچسب: نویسنده: نوید ایمانی تاريخ: شنبه 14 فروردين 1400 ساعت: 6:51

صفحه بندی